سخت پسند
همیشه در سخت پسند ترین حالت ممکن خودم بودم .
خیلی وقتا ،اطرافیانم دلشون نخواسته باهام بیان خرید حتی!
چون میدونن خرید اومدن با من ،یعنی کل شهر رو پیاده روی کردن ،
بعدش خرید نکردن ،رفتن به شهرای دیگه و در نهایت :(شاید)خرید کردن!
خب ،حقم دارن ...
این هفته ام ،هفته خرید کردن بوده برام ،دو سه دست لباس لازم داشتم
برای بحث عکاسی ،که بعد دو سه روز گشت و گذار ،بالاخره در کمال
تعجب ،خریدم ! و راضی ام .
گاهی میگم سخت گیری نکردن ،نتیجه بهتری میده حتی ،لباسایی که
شاید پیدا کنم و بخرم ،بهتر در بیان، اما وسواس سلیقه ای که دارم ،
زورش میچربه همیشه و میگه باید باید باید :اونی بشه که من میگم !
تو یه وبلاگ ،یه خانمی داشت در مورد چاق شدنش ناله میکرد و این
چیزا ،منم فک کنم ،دچارش شدم شدیدا ،وزنم شده ۶۵ کیلو :/
قدم ۱۶۴ هست ، از لحاظ BMI سالم و ایده آل هست ،اما همیشه
تو بحث وزن (همون جرم) ،عوامل مختلفی دخیل هستند و من ،
چربی اضافه دور شکم و ران و بازو دارم ،که اینا همه نشون دهنده این
هستند که، فقط نمیشه با یه ملاک ،سلامت فرد رو سنجید ....
خلاصه بگذریم (از کجا به کجا رفت)
چاق شدم و باید ورزش کنم ،حالا کی وقت بشه رو نمیدونم
در کل میدونم رژیم روم جواب نمیده ،فقط ورزش و کنترل تغذیه اونم
نه خیلی ،خوبه برام .
کار آموزی های این ترمم که تموم بشه ،شروع میکنم به بدنسازی رفتن !
باز مثل سال پیش یه ماه میرم،عضله دردش رو میکشم ،بد ول میکنم 
مریضِ روانی...